تبليغاتX
بیدارش نمایید. زنجان -

88/03/23

امروز اتفاق جالبی رخداد

همه در این انتخابات حضور داشتند حتی همسر بنده / من هم سعی نکردم مانعش بشم خواستم خودم تنها بمونم با تفکراتی تنها.

اول صبح مردم در جلوی ستادهای انتخاباتی صف کشیده بودند و تقریبا همه جا شلوغ بود( چون خودم جهت اطلاع از وضعیت فکری مردم به خیلی از ستادها سرکشی میکردم ) فکر کردم صبح است و یه عده میخوان رای بدن و سریع برن پیک نیک / اما دیدم دم ظهر هم شلوغه وقتی رکه دیدم تا ساعت 11 که درب خیلی از ستادها رو بسته بودن هنوز داخل ستادها صف بود و از قیافه ادمها هم میشد فهمید که خیلیهاشون به احمدی نژاد رای دادن و با این که هنوز نتیجه اعلام نشده و حتی شمارش شروع نشده دو چیز کاملا مشخص هستش 1. درصد مشارکت بالای 90 بود . 2. احمدی نژاد به احتمال زیاد دور اول برنده بشه.

و در اخر برای خودم متاسفم که در بین چنین مردمی زندگی میکنم. شاید هم من اشتباه میکنم وضع مردم خوب است و همه چیز به راه. اما خیلی دلم میخواد بعد این اگه کسی از وضع مملکت نالید با کشیده بزنم توی دهنش اما حیف که خیلیها ارزش کشیده رو هم ندارند .

وقتی که همسرم رفت رای بده فقط بهش نصیحت کردم مانعش نشدم / اما بعد که رایشو داد بهش گفتم عزیزم دیگه هیچ وقت از من توقع نداشته باش که خونه بخرم نه این که من دلم نخواد اما با این تورمی که در قسمت مسکن طی این چهار سال بیش از صد درصد بوده و افزایش حقوق ما تو این 4 سال فقط 46 درصد بوده نمیشه خونه خرید و باید تا عمر داریم مستاجر بمونیم و به یاری خدا تا چند سال اینده اونقدر کرایه ها بالا میره که مجبور میشیم بساطمون رو وسط خیابون پهن کنیم .

با خودم میگم شاید بهتر باشه دیگه این وبلاگ رو به حال خودش رها کنم .

ول کن بابا امشب دارم هذیان میگم بذار برم بخوابم اخه یه کم هم سر درد دارم تا چند روز اینده با این وضعیت هم کنار میاییم مثل این چهار سال که کنار اومدیم یا مثل 8 سال قبلی بالاخره شاید خدا  خواست و تصورات ما نادرست از اب در اومد و اون وقت مملکت شد گلستان و ما هم احساس شرم کردیم البته خیلی ها اگه جای ما بودند احساس شرم نمیکردن چون صداقت ندارن.

نوشته شده توسط فعلا در 0:34 |  لینک ثابت   •